جشن برفی - مریم اسلامی

امروز برف آمد
آرام و دانه دانه
با خواهرم گرفتیم
یک جشن برفکانه
*
چیدیم روی میزی
چای و لبو و شلغم
یک عکس هم گرفتیم
در زیر برف با هم
*

دریا و قایقران - مریم اسلامی

یک قایق چوبی
بر روی دریایم
با مرد قایقران
هر روز اینجایم
*
دریا به ما امروز
یک دانه ماهی داد
گفتم خدا را شکر
خوش حال شد صیّاد
*

تا عید نوروز - مریم اسلامی

من توی گلدان خواب بودم
بوی بهار آمد به خانه
یک دانه بودم در دل خاک
حالا شده اسمم جوانه
*
من تشنه بودم ابر آمد
باران رسید و آب خوردم
خورشید رویم نور پاشید
خود را به دست او سپردم
*
قد می کشم تا عید نوروز
در هفت سین گل باشم امسال
نزدیک سبزه، سیب و سنجد
یک شاخه سنبل باشم امسال
*

سنبل خانم - مریم اسلامی

مهمون ما یک گله
سنبل خانم خوشگله
ایستاده توی گلدون
می خونه: جونمی جون
دو تا شب و سه تا روز
مونده به عید نوروز
*

خاله زمستان - مریم اسلامی

خاله زمستان نرو
ابرِ خودت را نَبَر
برف برایم بریز
باز کمی پشت در
*
من به بهار عزیز
گفته ام از برف تو
صحبت ما سال قبل
بوده فقط حرف تو
*
خواست ببیند بهار
سردی و رنگ تو را
خواست نشانش دهم
برف قشنگ تو را
*

دوباره با ما - مریم اسلامی

معلّم عزیزم
سلام، خوب هستی؟
دوباره در کلاسی
کنار ما نشستی
*
چه خوب شد دبستان
دوباره شد حضوری
نه پشت شیشه هستی
نه از کلاس دوری
*
برای توست این گل
گلی که شاد و خوش بوست
برای یک معلّم
برای بهترین دوست
*

فرشِ گل - مریم اسلامی

مادرم امروز هم
پشتِ دارِ قالی است
هر دو انگشتش چقدر
ماهر است و عالی است
*
باز با قلّاب و نخ
طبقِ نقشه تند و زود
می زند محکم گره
دورِ تار و دورِ پود
*
فرش بالا می رود
رنگ ها گل می شوند
فرشِ ایرانی پر از
عطرِ سنبل می شود
*

بچّه کاج - مریم اسلامی

خداحافظ زمستان
که برف سرد داری
ببین دارد می آید
نسیم نوبهاری
*
نهال خانه ی ما
شده از خواب بیدار
دوباره برگ داده
درخت پشت دیوار
*
گل سنبل نشسته
دوباره توی گلدان
برو تا سال دیگر
خداحافظ زمستان
*

جشن خوشمزه - مریم اسلامی

مامان من پخته
کیک مربّایی
یک تکّه از آن را
آورده با چایی
*
با کیک می چسبد
امروز صبحانه
بوی بهار و عید
پیچیده در خانه
*
صدآفرین بر تو
مامانیِ خوش فکر
به به چه شیرین شد
عید سعیدِ فطر
*

روز کودک - مریم اسلامی

موی عروسکم را
با تور و گیره بستم
آوردمش کنارم
نزدیکِ او نشستم
*
گفتم: چی دوست داری
آجیل، میوه، یا سوپ
بازی کنیم امروز
با یک دوچرخه یا توپ؟
*
امروز روزِ خوبی است
چون روزِ کودکان است
ای کاش شاد باشد
هر بچّه در جهان است
*

پوست - مریم اسلامی

پوست چیز عجیبی است
در تمام بدن هست
روی سر، روی صورت
روی پا، گردن و دست
*
نازک و نرم امّا
محکم و ضدِّ آب است
خوب پوشانده ما را
مثل یک کیسه آب است
*
پر شده تویش از ما
ما کجاییم؟ در پوست
پوست ما را گرفته
در دلش مثل یک دوست
*

پرستار - مریم اسلامی

دست عروسکم را
با چسب و باند بستم
رویش پتو کشیدم
نزدیک او نشستم
*
مامان که دید خندید
گفت آفرین، چه عالی
یک خانمِ پرستار
با شالِ خال خالی
*

آقای ناظم - مریم اسلامی

آقای ناظم

آقای ناظم

حالت چطور است

شکر خدا که

پای تو نشکست

*

وقتی دم در

سر خورد پایت

من غصه خوردم

خیلی برایت

*

گریه نکردی

با آن همه درد

یک بچه ی بد

از خنده غش کرد

*

اما تو خوبی

خوش تیپی و چاق

عیبی ندارد

هستی بداخلاق