ماهی - افسانه شعبان نژاد
ماهیه روی حوض ما
پایین می ره، می آد بالا
باز روی آب تاب می خوره
یواشکی آب می خوره
با دو تا چشم پولکی
سر می کشه یواشکی
دلش می خواد
اردکه دعواش نکنه
کلاغه پیداش نکنه
ماهیه روی حوض ما
پایین می ره، می آد بالا
باز روی آب تاب می خوره
یواشکی آب می خوره
با دو تا چشم پولکی
سر می کشه یواشکی
دلش می خواد
اردکه دعواش نکنه
کلاغه پیداش نکنه
سپاس خدایی را که برتر است به قدرت و نزدیک تر است از جهتِ عطا و نعمت، بخشندۀ غنیمتِ فزون از حاجت و زایندۀ هر بلا و نکبت.
او را سپاس گویم که بخشش های او پیاپی و از روی مهربانی است و نعمت های او فراگیر و همگانی.
بدو ایمان دارمچه ، از هر چیز پیش است و هستیِ او به خویش است و از او راه می جویم که نزدیک است و راهبر. از او یاری می خواهم که توانست و چیره گر و تکیه می کنم که بسنده است و یاور و گواهی می دهم که محمد ( ص ) ، بنده و فرستادۀ اوست. او را فرستاد برای روان ساختنِ فرمان و بستنِ راهِ عذر بر مردمان و بیم دادن از کیفر آن جهان.
نهج البلاغه
چه ستایم خانه ای را که آغازِ آن رنج بردن است و پایانِ آن مردن. در حلالِ آن حساب است و در حرامِ آن عقاب. آن که در آن بی نیاز است گرفتار است و آن که مستمند است اندوهبار. آن که در پیِ آن کوشید بدان نرسید و آن که به دنبال آن نرفت، او رام وی گردید. آن که بدان نِگریست، حقیقت را به وی وانمود و آن که در آن نَگریست، دیده اش را بر هم دوخت.
نهج البلاغه
ای مردم، پارسایی، دامنِ آرزودرچیدن است و شکر نعمتِ حاضر کردن و از ناروا پارسایی ورزیدن و اگر از عهدۀ این کار برنیایید، چندان که واجب است خود را از حرام واپایید و شکر نعمت موجود فراموش منمایید، که راه عذر بر شما بسته است، با حجّت های روشن و پایدار و کتاب های آسمانی و دلیل های اشکار.
نهج البلاغه
هرگز ندیده بودی
سیبی به این درشتی
بگذار تا بیایم
در جیبِ کوله پشتی
*
در کوله ی قشنگت
آرام می نشینم
این مدرسه چه شکلی است؟
من را ببر ببینم
*
آن وقت زنگِ تفریح
یک سیبِ سرخ داری
تقسیم سیب با دوست
بهتر از این چه کاری؟
*
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم