خورشید زیبا - صلاح الدین احمد لواسانی  

خورشید زیبا

پر نور  و روشن

خورشید  زیبا

آمد  دوباره

 در خانه ما

 *

با  بوسه  ای  گرم

گل را صدا  کرد

در حوض خانه

 قدری شنا کرد

 *

تابید و  تابید

 بر دشت و صحرا

آخر  فرو رفت 

در آب 

خرگوش زرنگ - صلاح الدین احمدلواسانی(بابا احمد)

 خرگوش زرنگ

توی یک  جنگلِ

سر سبز و  قشنگ

زندگی  می  کرد

یه خرگوش زرنگ

 *

صبح تا شب

این ور و اون ور می دوید

یا  هویج شو

با دندون می جوید

 *

همیشه شاد و

لبش خندون  بود

دوتا دندون

جلوش  بیرون بود

*

باران در آبادی - صلاح الدین احمدلواسانی(بابا احمد)

باران در آبادی

بیاین ، بیاین بچه ها
با هم بریم تماشا
بارون می باره نم نم
توکوه و دشت و صحرا

تو باغ پشت خونه
ببین زده جونه
کنار نهر جاری
بوته سبز پونه

نشسته روی دیوار
خروس دم طلایی
می گه به روباه پیر
برو خیلی بلایی

سگ سپید گله
یه گوشه ای نشسته
خستگی درمی کنه
ببین چشماشو بسته

پیچیده بوی نونِ
کوکب خانم تو خونه
تازه و داغ با پنیر
می چسبه بی بهونه

مشدی رضا تو انبار
داس شو تیز می کنه
یه کمی قند می شکنه
اونا رو ریزمی کنه

خورشید اومد دوباره
آبی شده آسمون
نیگا بکن چه زیباست
حلقه رنگین کمون

پرنده ها می چرخند
تو آسمون با شادی
خدا کنه همیشه
پر آب باشه آبادی