دمی با مولا علی

پس پاک است خدایی که بر او پوشیده نیست سیاهیِ تیره و تار، و نه شبِ آرام و پایدار، نه در گونه گون زمین های پست، و نه در بلندی های به هم نزدیک و پیوست، و بانگ تُندر که از کرانۀ آسمان خیزد، و نه آنچه به هنگام درخشیدنِ برق در هم ریزد، و برگی که فرو ریزد - از درختان - به هنگام فرو شدن و برآمدن ستارگان ، از بادهای تند وزان و ریزش باران از آسمان.

سوره یس - از آیه ۲۸ - تا آیه ۳۶

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِينَ ﴿۲۸
پس از [شهادت] وى هيچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نياورديم و [پيش از اين هم] فروفرستنده نبوديم (۲۸)
إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿۲۹

تنها يك فرياد بود و بس و بناگاه [همه] آنها سرد بر جاى فسردند (۲۹)

يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۰

دريغا بر اين بندگان هيچ فرستاده‏ اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند میکردند (۳۰)

أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿۳۱

مگر نديده‏ اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‏ گردند (۳۱)

وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۳۲

و قطعا همه آنان در پيشگاه ما احضار خواهند شد (۳۲)

وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿۳۳

و زمين مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى ‏خورند (۳۳)

وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ ﴿۳۴

و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ‏ها در آن روان كرديم (۳۴)

لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۳۵

تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمى‏ گزارند (۳۵)

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۶

پاك [خدايى] كه از آنچه زمين مى ‏روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‏ دانند همه را نر و ماده گردانيده است (۳۶)

بهار رنگ رنگی - مرضیه تاجری

جوانه روی شاخه
سلام کرد و خندید
به باغچه، به کوچه
به بچّه ها، به خورشید
*
رسید با سلامش
نیسم خوش به خانه
درخت توت ما هم
دوباره زد جوانه
*
به فصل تازه گفتم
چه پرگل و قشنگی
خوشم می آید از تو
بهار رنگ رنگی
*

دوباره با ما - مریم اسلامی

معلّم عزیزم
سلام، خوب هستی؟
دوباره در کلاسی
کنار ما نشستی
*
چه خوب شد دبستان
دوباره شد حضوری
نه پشت شیشه هستی
نه از کلاس دوری
*
برای توست این گل
گلی که شاد و خوش بوست
برای یک معلّم
برای بهترین دوست
*