حرف ترش و شیرین - غلامرضا مرادی
برف زیبا از آسمان دیشب
نم نمک در حیاط می بارید
دانه دانه سفید رنگ و درشت
برق می زد شبیه مروارید
خواهرم گفت:« جای برف ای کاش
دانه های انار کمی بارید
دامن ما همیشه پر می شد
از اناری به رنگ سرخ و سفید»
حرف شیرین و ترش ما که شنید
سقف خانه دهانش آب افتاد
مادرم غصّه خورد و گفت:« ای وای
باز هم سقف خانه مان نم داد»
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ ساعت 1:50 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم