دو کاج - محمد جواد محبت

این هم شعر جدید دو کاج - ممنونم از قاصدک عزیزم

در كنار خطوط سيم پيام
خارج از ده دو كاج روئيدند


ساليان دراز رهگذران
آن دو را چون دو دوست مي‌ديدند


روزي از روزهاي پائيزي
زير رگبار و تازيانه باد


يكي از كاج ها به خود لرزيد
خم شد و روي ديگري افتاد

گفت اي آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تأمل كن


ريشه‌هايم ز خاك بيرون است
چند روزي مرا تحمل كن


كاج همسايه گفت با نرمی
دوستی را نمی برم از یاد


شاید این اتفاق هم روزی
ناگهان از برای من افتاد


مهربانی بگوش باد رسید
باد آرام شد، ملایم شد


کاج آسیب دیده ی ما هم
کم کمک پا گرفت و سالم شد


میوه ی کاج ها فرو می ریخت
دانه ها ریشه می زدند آسان


ابر باران رساند و چندی بعد
ده ما نام یافت کاجستان

 

نماز - محمد جواد محبت

نماز

سحر آمد مؤذن بانگ برداشت

ز جا برخیز هنگام نماز است

ز هر گلدسته ای آواز برخاست

در رحمت به روی خلق باز است

*

اگر خواهی نشاط صبحدم را

به آداب مسلمانی وضو کن

ز آب پاک جان را روشنی ده

به سوی قبله با اخلاص رو کن

*

چه خوش باشد که با یاد خداوند

تمام لحظه ها دل گیرد آرام

چه خوش باشد نماز پنجگانه

به صبح و ظهر و عصر و مغرب و شام

دو کاج - محمد جواد محبت

دو کاج

در کنار خطوط سیم پیام

خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران

آن دو را چون دو دوست می دیدند

*

روزی از روزهای پاییزی

زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاجها به خود لرزید

خم و شد روی دیگری افتاد

*

گفت : ای آشنا ببخش مرا

خوب در حال مکن تامل کن

ریشه هایم ز خاک بیرونند

چند روزی مرا تحمل کن

*

کاج همسایه گفت با تندی

مردم آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار

من کجا طاقت تو را دارم

*

بینوا را سپس تکانی داد

یار بی رحم و بی مروت او

سیم ها پاره گشت و کاج افتاد

بر زمین نقش بست قامت او

*

مرکز ارتباط دید آن روز

انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی جویی

تا ببیند که عیب کار از چیست

*

سیم بانان پس از مرمت سیم

راه تکرار بر خطر بستند

یعنی آن کاج سنگدل را نیز

با تبر تکه تکه بشکستند