پدر - شایان نجاتی
پدر
پدر دستات برام گهواره بودن
دو چشـمونت چراغ خونه من
بجزء تو از همـــه دنیا بریدم
کسی رو مثل تو عاشق ندیدم
ببـــوســــم پینــه دســتاتُ بابا
ببوسم صورت چون ماتو بابا
شــسته روی موهات برف پیری
الــهی مـــــن بمـــــیرم تو نمیری
پدر ای قبـــله راه سعادت
کنارت بودنه واسم عبادت
تو رو هم چون نفسها دوس دارم
نذار در حســرت چشــمات ببارم
شایان نجاتی
*
*

***
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم