سه رباعی از رند تبریزی

هرچند مرا دو دیده گریان کرده
دل از کف من ربوده پنهان کرده
در آینه ی دلش خیالی دیدم
کو مهر مرا نهفته در جان کرده

*

به قلب عاشقان هرچند تیر است
دلم از هر که جز او هست سیر است
چنان در چشم مستش مانده ام غرق
که گر عاشق شوم من زود دیر است

*

از چشم تو ای ماه مرا نوری نیست
شبهای مرا هیچ شر و شوری نیست
تا چند کنی محاق در خلوت خویش
برگرد بیا که تاب این دوری نیست

رند تبریزی

دو بیتی - رند تبریزی

دو بیتی

با عشق بمان که سرفرازی این است

افسانه مگو که دل نوازی این است

جان را به تمنای نگاهی دادیم

در بازی عشق بی نیازی این است

رند تبریزی