باباطاهر

مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

دوبیتی از باباطاهر

دو بیتی از باباطاهر 

دلا خوبان دل خونین پسندند

دلا خون شو که خوبان این پسندند

متاع کفر و دین بی مشتری نیست

گروهی آن گروهی این پسندند


دوبیتی - باباطاهر

باباطاهر

اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چون است و آن چون

یکی را داده ای صد گونه نعمت

یکی را نان جو آغشته در خون

دوبیتی های باباطاهر عریان

دوبیتی

خوشا آنان که الله یارشان بی

به حمد و قل هوالله کارشان بی

خوشا آنان که دایم در نمازند

بهشت جاودان بازارشان بی