مهتاب شدی
گفتی که چو خورشید کشم سوی تو پر
چون ماه شبی می کشم از پنجره، سر
افسوس که خورشید شدی تنگ غروب
اندوه که مهتاب شدی وقتی سحر
فریدون مشیری
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:36 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم