دوستی در سکوت - مرضیه تاجری

دوستی دارم قشنگ و مهربان
فرق دارد با تمام بچّه ها
حرف هایم را به روی کاغذی
می نویسم تا بخواند بی صدا
*
در نگاهش حس خوبی جاری است
مثل آواز قناری در بهار
دز سکوتی رنگی و بی انتها
چشم هایش حرف دارد صدهزار
*
من که می آیم دلش وا می شود
توی ذهنش هست یک عالم سوال
با اشاره درس ها را یک به یک
می دهم توضیح با ذکر مثال
*
من نمی گویم به او کر یا که لال
او دلش روشن تر است از دیگران
قلب ما پهلوی هم گرم است و شاد
دوستی زیباست حتّی بی زبان
*

جشن مورچه ای - مرضیه تاجری

مورچه چی پیدا کرده؟
تخمه ی شور آجیل
به فکر مهمونیه
با یچّه های فامیل
*
مورچه خانم مثل ما
یه جشن یلدا داره
بعد آجیل با دوستاش
میره آجیل بیاره
*

بهار رنگ رنگی - مرضیه تاجری

جوانه روی شاخه
سلام کرد و خندید
به باغچه، به کوچه
به بچّه ها، به خورشید
*
رسید با سلامش
نیسم خوش به خانه
درخت توت ما هم
دوباره زد جوانه
*
به فصل تازه گفتم
چه پرگل و قشنگی
خوشم می آید از تو
بهار رنگ رنگی
*