طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی چه خوش سرود:
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
طبیب اصفهانی چه خوش سرود:
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
سپاس خدای را چند که شب درآید و تاریکی افزاید،
و سپاس خدای را هرگاه که ستاره ای بدرخشد و ناپدید گردد و به دیده نیاید.
و سپاس خدای را که انعامش پیداست بر این و آن و فزونی نعمتش را پاداش نتوان داد.
نهج البلاغه
سپاس خدی را که نومید نیستم از رحمت او، تهیدست نیستم از نعمت او، و نه مایوس از مغفرت او، و سر نپیچیده از عبادت او. خدایی که رحمت او پیوسته است و نعمت او ناگسسته.
دنیا خانه ای است ناپایدار، و مردمِ آن ناچار از گذاشتن شهر و دیار.
دنیا شیرین است و خوشنما، در پی خواهانششتابان و پویاو دل بیننده را فریبا. پس رخت از آن بربندید با نیکوترین توشه ای که شما را آماده است و مپرسید در دنیا افزون از آنچه شما را بسنده است و مخواهید در آن بیشتر از آنچه شما را کفایت کننده است.
نهج البلاغه
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز می ترسم: از خواهش نفس پیروی کردن، و آرزوی دراز در سر پروردن. پیروی خواهش نفس، آدمی را از راه حقّ باز می دارد و آرزوی دراز، آخرت را به فراموشی می سپارد.
نهج البلاغه
همانا وفا همزاد راستی است و هیچ سپری چون وفا بازدارندۀ گزند نیست و بی وفایی نکند آن که می داند او را بازگشتگاهی است.
از سخنان امام علی علیه السلام در نهج البلاغه
مورچه ای آرزو داشت
بزرگ که شد فیل بشه
زندگی مورچه ایش
تعطیلِ تعطیل بشه
*
مامان موری به اون گفت
مورمورکم محاله
این که بخوای فیل بشی
آرزو نیست خیاله
*
نگریستم و دیدم مرا یاری نیست و جز کسانم مددکاری نیست. دریغ آمدم که آنان دست به یاریم گشایند، مبادا که به کام مرگ درآیند. ناچار خار غم در دیده شکسته و گلو بسته، از حقِّ خود چشم پوشیدم و شربت تلخ شکیبایی نوشیدم.
نهج البلاغه: امام علی علیه السلام
ترجمه: دکتر جعفر شهیدی
برف زیبا از آسمان دیشب
نم نمک در حیاط می بارید
دانه دانه سفید رنگ و درشت
برق می زد شبیه مروارید
خواهرم گفت:« جای برف ای کاش
دانه های انار کمی بارید
دامن ما همیشه پر می شد
از اناری به رنگ سرخ و سفید»
حرف شیرین و ترش ما که شنید
سقف خانه دهانش آب افتاد
مادرم غصّه خورد و گفت:« ای وای
باز هم سقف خانه مان نم داد»
هان ای مردم! خطاکاری ها چون اسب های بد رفتارند و خطاکاران بر آن سوار، عنان گشاده می تازند تا سوار خود را به آتش اندازند.
امام علی علیه السلام
مردم سه دسته اند:
سخت کوشی که رستگار است.
جوینده ای که کندرواست و امیدوار است.
تقصیرکاری که به آتش دوزخ گرفتار است.
نهج البلاغه
سپاس خدایی را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمتهای او ندانند و کوشندگان حقِّ او را گزاردن نتوانند.
خدایی که پای اندیشۀ تیزگام در راه شناسایی او لنگ است و سرِ فکرتِ ژرف رو به دریای معرفتش بر سنگ.
نهج البلاغه
با ویز و ویز پر زد
در باغ و کوه و صحرا
هی شهد و شیره آورد
از غنچه ها و گل ها
*
یک عالمه عسل ساخت
از صبح توی کندو
کاش استراحتی داشت
زنبور ویز ویزو
*