یک رختخواب تازه - مژگان بقایی پور
یک برگِ زردِ تنها
افتاد روی دستم
گفتم به او چطوری؟
او گفت خسته هستم
*
او را به خانه بردم
پاییز بود و سرما
لای کتابِ شعرم
خوابید برگِ زیبا
*
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 19:15 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم