پنگوئن - لیلا خیامی

پنگوئن


در خانه دارم من

يك دانه پنگوئن

آن را خريده ام 

از دوستم هومن

*

گنده است پاهايش 

دارد دو دانه بال

مي خوابد او شب ها 

يك گوشه ي يخچال

*

هي مي خورد ماهي 

با آن نوك زردش 

بسيار خوشحال است 

در خانه ي سردش 

 *

با اين كه خيلي هست 

با مزه و خوشگل 

با مادرم دارد 

يك عالمه مشگل

*

چون مي كند هر روز 

يخچال را خالي 

يا مي كند پي پي

روي گل قالي

شیرجه - لیلا خیامی

شیرجه

یک مگس افتاده است

توی سینی ، نیمه جان

چون زده او شیرجه

صاف توی استکان

*

من خودم با قاشقم 

داده ام او را نجات

داشتم هم می زدم 

چائی ام را با نبات

*

او کمی ترسیده است

کج شده بال و پرش

یک تفاله چای هم

مانده بر روی سرش

*

ای مگس جان استکان

نیست استخر و سونا

کار تو کرده کثیف

چای شیرین مرا

*

گربه تنبل - لیلا خیامی

گربه تنبل

گربه ناقلای من

لم داده روی صندلی

وقتی صدایش می زنم

غر می زنه با تنبلی

*

دوست ندارم لم بدهد

رو صندلی صبح تا غروب

وقتی گرسنه می شود

هی بخورد غذای خوب

*

هیچ کاری او یاد ندارد

به موش می گیرد نه مگس

حتی نمی ترسد از او

قناری توی قفس

*

گوش نداد او به حرف من

با هیچ دروغ و کلکی

اگر همین جور بماند

می فروشم اش به نمکی

*