زنگِ خونه - شاهده شفیعی

زنگِ خونه، کی می خوره؟
خسته شدم خیلی زیاد
می ترسم از این که مامان
دیر کنه دنبالم نیاد
*
تو مدرسه چه کار کنم؟
اگه نیاد مامان جونم
باید بمونم تو کلاس
تا فرداصبح درس بخونم!
*

بادبادکه – شاهده شفیعی

بادبادکه – شاهده شفیعی
پنجره وقتی باز بود
بادبادکه چه کار کرد؟
نخش رو داد دست باد
یواشکی فرار کرد

این طرف اون طرف رفت
رفت و رسید به یک دشت
بالا و بالاتر رفت
روی زمین برنگشت

مداد کوچک من – شاهده شفیعی

مداد کوچک من 


مداد کوچک من

خیلی زرنگ و تیزه

در می ره از دست من

همیشه زیر میزه

هی می گه :« با تو قهرم 

کاش مال تو نباشم» 

حق داره ، چون تندوتند

نوکش را می تراشم

کتاب شعر - شاهده شفیعی

کتاب شعر

توی کتاب شعرم

شعرهای خنده داره

می خونم و می خندم

شادی برام می آره

دونه به دونه شعراش

شیرینه مثل قنده

هر کی اونو بخونه

خوش حال می شه می خنده