بادبادکه – شاهده شفیعی
بادبادکه – شاهده شفیعی
پنجره وقتی باز بود
بادبادکه چه کار کرد؟
نخش رو داد دست باد
یواشکی فرار کرد
این طرف اون طرف رفت
رفت و رسید به یک دشت
بالا و بالاتر رفت
روی زمین برنگشت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۷ ساعت 20:49 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم