جمع و تفریق از زبان شعر
جمع و تفریق از زبان شعر - از وبلاک پایه ابتدائی
بزغاله ی زنگوله پا ، جرینگ جرینگ صدا کرد
یواشکی از لای در ، نگاه به قدقدا کرد
چند تا دونه تخم طلا کنار قدقدا دید
شمردشون یکی یکی به عدد چهار رسید
چند تایی هم جوجه حنا کنار قدقدا بودن
یک و دو و سه ، چهار و پنج ، رو همدیگه هشت تا بودن
زنگوله پا نقشه ای کشید
تا خونه شون دوید و پرید
واسه ی اونا تو دفترش
دو جمع و دو منها کشید
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 13:56 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم