هرچند مرا دو دیده گریان کرده
دل از کف من ربوده پنهان کرده
در آینه ی دلش خیالی دیدم
کو مهر مرا نهفته در جان کرده

*

به قلب عاشقان هرچند تیر است
دلم از هر که جز او هست سیر است
چنان در چشم مستش مانده ام غرق
که گر عاشق شوم من زود دیر است

*

از چشم تو ای ماه مرا نوری نیست
شبهای مرا هیچ شر و شوری نیست
تا چند کنی محاق در خلوت خویش
برگرد بیا که تاب این دوری نیست

رند تبریزی