بازم برا بابام که دلم براش تنگ شده
این رو هم نمی دونم کی خونده. بازم برا بابام می خونم.
خوابیدی بدون لالائی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 19:25 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم