تا عید نوروز - مریم اسلامی
من توی گلدان خواب بودم
بوی بهار آمد به خانه
یک دانه بودم در دل خاک
حالا شده اسمم جوانه
*
من تشنه بودم ابر آمد
باران رسید و آب خوردم
خورشید رویم نور پاشید
خود را به دست او سپردم
*
قد می کشم تا عید نوروز
در هفت سین گل باشم امسال
نزدیک سبزه، سیب و سنجد
یک شاخه سنبل باشم امسال
*
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 14:37 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم