آخرین پسته - منیره هاشمی
خانه ی ما دیشب
ده نفر مهمان بود
توی ظرف آجیل
پسته ی خندان بود
*
تقّ و تق مهمان ها
پسته ها را خوردند
موقع رفتن هم
دو سه مُشتی بردند
*
مانده الان در ظرف
گوشه ای، یک پسته
او دهان خود را
سفت و محکم بسته
*
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:15 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم