موی جنگلی - مریم هاشم پور
صبح که من پا شدم
پنجره ها باز بود
توی اتاق خودم
یک ملخ ناز بود
*
مثل فنر می پرید
این طرف و آن طرف
صندلی و فرش دید
جای درخت و علف
*
باز ملخ گشت و گشت
ساقه و برگی ندید
جنگل مو دوست داشت
روی سر من پرید
*
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 0:58 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم