برنج بی دست و پا
این ور و اون ور می رفت
با ریشه های یک فرش
آروم آروم ور می رفت
*
حوصله ی برنجه
یواش یواش سر اومد
یه هو دیدم یه مورچه
از زیر اون دراومد
*