جوجه - شعر کودکستان
جوجه
من جوجه ای کوچیکم
ناز و قشنگ و شیکم
پرهای من ظریفه
گوشته تنم لطیفه
وقتی که نطفه بودم
تو تخم خفته بودم
دیدم جایم تنگه
دیواره اش ز سنگه
با زور مثل رستم
دیواره را شکستم
از آن قفس پریدم
دنیای تازه دیدم
حالا منم برابر
با جوجه های دیگر
با این نوک قشنگم
با دشمنام می جنگم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۷ ساعت 12:21 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم