مورچه - اکرم خیبری
مورچه
باغچه ی خونه رو بازم
مامان جونم آب داده
حیف ولی یک مورچه سیاه
میون آب افتاده
باید نجات بدم اونو
تا آب اونو نبرده
نمی دونم که زنده ی
یا این که طفلی مرده
یه تیکه کاغذ کوچیک
می شه یه قایق نجات
دادم می زنم بپر بالا
کمک آوردم برات
زنده می مونه مورچه با
یه قایق کاغذی
منم می شم یه ناخدا
با هم میریم آب بازی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:38 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم