بود و بود و بود

 بود و بود و بود، سه تا ماهی بود.

اوّلی گفت: میرم يه خرچنگ می گيرم.

دوّمی گفت: می پزمش. اين جوری

سوّمی گفت: می خورمش، اينجوری و اونجوری.

يك دفعه خرچنگه شنيد، داد کشيد: آهای، آهای... کی بود، چی گفت آنجوری و

اونجوری؟

هر سه تا ماهی گفتند: ما نبوديم، آب بود. هر چی ديدی،تو خواب بود.