ماهواره

چیز عجیبی

آورده بابا

پیچیده آن را

لای مقوا

*

گفته به مامان

با ماهواره

دنیا همین جاست

با یک اشاره

*

شعر و ترانه

شور و هیاهو

هر چه بخواهی

اینجاست در او

*

مادر ولی نیست

خوشحال و خوشرو

من را نشان داد

با چشم و ابرو

*

کرده پدر را

قدری پشیمان

در فکر رفته

با حرف مامان

*

با اینکه ماندیم

بی ماهواره

دنیا همین جاست

بی او دوباره

*

حالا پدر هم

خوشحال و راضی است

چیزی به جز ما

دنیای او نیست!

*