چنان مستم - مولانا
چنان مستم
چنان مستم چنام مستم من امشب
که از چنبر برون جستم من امشب
چنان چیزی که در خاطر نیاید
چنانستم چنانستم من امشب
بجان با آسمان عشق رفتم
بصورتگر در این پستم من امشب
بشوی ای عقل دست خویش از من
که در مجنون بپیوستم من امشب
چو وا گشت او پی او می دویدم
دمی از پای ننشستم من امشب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 23:28 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم