جوزاب مادربزرگ - محمد کاظم مزینانی
جوراب مادربزرگ
مادربزرگ مامان
خيلي ساله كه مرده
ماماني اين سالها رو
هزار دفعه شمرده
ماماني از ننجوناش
يه يادگاري داره
دو تا جوراب كهنه
كه تو کمد میذاره
يادگاريشو مامان
ميبوسه، بو ميكشه
از ته دل، چند تا آه
براي او ميكشه
مادربزرگ مامان
خيلي ساله كه مرده
نميدونم چرا پس
جورابشو نبرده؟
*
وبلاک قشنگ محمد کاظم مزینانی
*
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:19 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم