جوراب مادربزرگ

 

مادربزرگ مامان

خيلي ساله كه مرده

ماماني اين سال­ها رو

هزار دفعه شمرده

 

ماماني از ننجون­اش

يه يادگاري داره

دو تا جوراب كهنه

كه تو کمد می­ذاره

 

يادگاري­شو مامان

مي­بوسه، بو مي­كشه

از ته دل، چند تا آه

براي او مي­كشه

 

مادربزرگ مامان

خيلي ساله كه مرده

نمي­دونم چرا پس

جوراب­شو نبرده؟

*

وبلاک قشنگ محمد کاظم مزینانی

*