چزخ خیاطی - محمد کاظهم مزینانی
چرخ خیاطی
هميشه چرخِ خياطي
با مامانام حرف ميزنه
صداش كُلفته اما من
فكر ميكنم كه اون زنه
حرف ميزنه، بلندبلند
پارچهها رو كوك ميزنه
مثل يه مرغ شكمو
که رو زمين نوك ميزنه
چرخ مامان اخم ميكنه
وقتي كه من جلوش ميرم
ميگه: نيا جلو، يه وقت
دستتو من گاز ميگيرم
مامان ميگه كه چرخ من
رفيق خوب و نازمه
پيرشده اما هنوزَ م
يه تيكه از جهازمه.
*
وبلاک قشنگ محمد کاظم مزینانی
*
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:15 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم