پنجره - ناصر کشاورز
پنجره
کی بود کی بود؟
پنجره بود، پرده داشت
اون طرفش نرده داشت
یه بچه گنجیشک روی نرده دیدم
از لای پرده دیدم
پنجره رو وا کردم
جیک جیک بفرما کردم
گفتم بیا خونه مون
بهت بدم ماست و نون
گنجشکه رفت، نفهمیدم که سیره
یا رفت اجازه از باباش بگیره!
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:29 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم