خاطره - افسانه شعبان نژاد
خاطره
ناودان از صبح زود
شر شر و شر کرده است
آب باران کوچه را
باز هم پر کرده است
کوچه ما باز هم
مثل یک دریا شده
چترهای رنگ رنگ
زیر باران وا شده
آب باران می دود
در خیابان مثل رود
کاشکی بابای من
چتر خود را برده بود
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۸۷ ساعت 16:52 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم