خاطره

ناودان از صبح زود

شر شر و شر کرده است

آب باران کوچه را

باز هم پر کرده است

 

کوچه ما باز هم

مثل یک دریا شده

چترهای رنگ رنگ

زیر باران وا شده

 

آب باران می دود

در خیابان مثل رود

کاشکی بابای من

چتر خود را برده بود