نوحه علی اصغر کوچولو
لالالالا گل بابا
دیگه سقا نمی تونه آب بیاره
لالالالا گل پرپر
بخواب اصفر
مادرت که شیر نداره
لالالالا گل یاسم ، در هراسم
حرمله تو رو نبینه
قاتل تو پر ز کینه
در کمینه تا که یاسمو بچینه
بارون می باره از چشام
جون نداره پاها
موندم تنها
لرزه افتاده بر اعضام
جون نده رو دستام
جون بابا
علی لای لای
علی لای لای
لالالالا گل سنبل
چه قشنگ زل زدی تو چشمای بابا
لالالالا دل بریدی پر کشیدی
از روی دستهای بابا
وقتی ساقی آب نیاورد تشنه لب مرد
ئثتی دیدم مادرت رو
دم گوشش گفتم آروم
تا نشد دیر سیر نگاه کن اصغرت رو
آه غم می کشم از دل
با خنده ی قاتل
ای دل ای دل
راه خیمه رو گم کردم
پر ز غم و دردم
ای دل ای دل
خون شد دلم برای تو
هنوز چشای تو نیمه بازه
می خوام دفنت کنم تا که
پرپر نشه رو نعل تازه
*
ارسالی یک مامان داغدیده
خدایا همه کوچولوها رو برای مامان و باباشون نگهدار ![]()
*
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم