شعرهای بند انگشتی 

نه گل بود و نه گلدان

چی بود؟ دهان خندان

عینک ورپریده

چشم منو دزدیده

با شیشه ی شکسته

رفته تو قاب نشسته

آنی مانی ، یه موشه

رفت و نشست یه گوشه

حالا داره به موش ها

قاقالی لی می فروشه