جوجه تیغی - سعیده موسوی زاده
جوجه تیغی
یک جوجه تنها
يك بوتهي خارم
نه جوجهي مرغم
نه بال و پر دارم
![]()
پشتم پر از تيغ است
شوخي نكن با من
تيز و خطرناك است
در حملهي دشمن
اما نترس از من
چون مهربان هستم
يك كم بيا نزديك
همسايهتان هستم
![]()
البته لازم نيست
نازم كني حتماٌ
چون ميشوي زخمي
با تيغهاي من
![]()
تنهای تنهایم
اين جا كمين كردم
دنبال همبازي
هر روز ميگردم
![]()
از وبلاک سعیده موسوی زاده
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 13:1 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم