جوجه‏ي من بچه بود

 گربه‏ي زشت حسود

جوجه‏ام را برد و خورد

جوجه‏ي من بچه بود

حيف خيلي زود مُرد

 

جوجه‏ي بيچاره‏ام

خواست از من هي كمك

تا رسيدم گربه رفت

گربه‏ي دزد كلك

 

كاش روي لانه‏اش

دزدگيري مي‏زدم

با تفنگ آبي‏ام

كاش تيري مي‏زدم

 

مي‏گرفتم يك تماس

با پليس شهرمان

تا بگيرد جوجه را

آن پليس قهرمان

 

كاش زنداني شود

گربه‏ي بدجنس زشت

جوجه‏ام را اي خدا!

مي‏بري توي بهشت؟

 

از وبلاک سعیده موسوی زاده