گلستان سعدی - ۵
گفتار
سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند ، شرم زده نشوی.
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن چین بدبخت هیزم کش است
کنند این و آن خوش دگرباره دل
وی اندر میان کوربخت و خجل
میان دو تن آتش افروختن
نه عقل است و خود در میان سوختن
*
سخن : حرف
گوی : بگو
دوست گردند : دوست شوند
شرم زده : شرمنده
دگرباره : بار دیگر
وی : او
اندرمیان : در آن میان ، در بین آنها
کوربخت : بدبخت
خجل : شرمنده
میان دو تن : بین دو نفر
نه عقل است : عاقلانه نیست
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 19:16 توسط به یاد بابا
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم