جوجه - مهری طهماسبی دهکردی
جوجه
مینا یه جوجه داره
یه جوجه ی کوچولو
با پرِ نرم و نازک
مثل کُرکای هولو
چشمای اون قشنگه
مثل چشای آهو
یه گربه ی پشمالو
همیشه در کمینه
میخواد جوجه را بگیره
مینا جوجه را برده
توی لونه گذاشته
برای اون تو لونه
آب و دونه گذاشته
گربه خبر نداره
که جوجه ی کوچولو
مادر خوبی داره؟
مادر مهربونش
تنهاش نمی گذاره؟
مادر اون یه مرغه
یه مرغ ناز و خوشگل
گربه ی شیطون بلا
با مرغه داره مشکل
مرغه گربه را می بینه
قدقدقدا می کنه
مینا رو صدا می کنه
مینا میاد به گربه
میگه برو پشمالو
جوجه ام از تو می ترسه
واسش تو هستی لولو
*
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 19:31 توسط به یاد بابا
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم