افطار - نوشین نوری
افطار
مادر به فکر افطار
همکار اوست بابا
در کوچه می فروشد
یک پیرمرد خرما
*
در خانه جای مهمان
امشب عجیب خالی است
در ذهن من و بابا
فکری قشنگ و عالیست
*
آن پیرمرد امشب
مهمان سفره ماست
شیرینی بهشتی
حالا میان خرماست!
*
وبلاک نوشین نوری
*
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 3:3 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم