افطار

مادر به فکر افطار

همکار اوست بابا

در کوچه می فروشد

یک پیرمرد خرما

 *

در خانه جای مهمان

امشب عجیب خالی است

در ذهن من و بابا

فکری قشنگ و عالیست

 *

آن پیرمرد امشب

مهمان سفره ماست

شیرینی بهشتی

حالا میان خرماست!

*

وبلاک نوشین نوری

*