آواز خروس

خورشید خانم که خسته بود

رفت پشت آن ماه کبود

هلال ماه ابرو کمان

نشست کنار آسمان

ستاره ها دور و برش

الماس می ریختند به سرش

وقتی که شب سحر شد

خروس از آن خبر شد

قوقولی قوقو را سر داد

به بچه ها خبر داد:

که خوابه و کی بیداره

صبح شده وقت کاره