درخت و کلاغ - محمود پوروهاب
درخت و کلاغ
درخت خانه ما
ندارد ذره ای مو
نشسته یک کلاغک
به روی کله او
کلاغک خورده سرما
ببین حالش خراب است
درخت و شاخه هایش
برایش تخت خواب است
دلش می خواهد الان
کمی آنجا بخوابد
ولی آخر چطوری
در این سرما بخوابد؟
درخت ما اگر داشت
به رویش ذره ای مو
کلاغک داشت الان
پتویی گرم و خوشبو
کلاغک سرفه ای کرد
پرید آهسته از جا
نمی دانم کجا رفت
میان برف و سرما
کلاغک رفت شاید
به سوی آشیانه
پر از دلواپسی شد
درخت خشک خانه
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12:36 توسط به یاد بابا
|
اینجا شعرها و قصه ها و مطالب خوب و خواندنی را از کتاب های فارسی ام و رشدهایم ( رشد کودک ، رشد نوآموز ، رشد دانش آموز ) انتخاب می کنم و می نویسم.همیشه یاد بابام را گرامی می دارم