|
یک شاخه گل شقایق برای بابا
|
مداد
باز راه افتاده است
کار من با یک مداد
هیچ کس قد درخت
مطلبی یادم نداد
![]()
جامداد کوچکم
جعبه ابزار من است
ساختن با واژه ها
روز و شب کار من است
![]()
در میان جعبه ام
پیچ و انبردست نیست
کنجکاوی کن بگو :
کار من در خانه چیست ؟
![]()
کار شما شاعری است آقا بکتاش
![]()
خنده مثل یک اتو
نوک سوزن رفته است
توی دست مادرم
می دوم از گوشه ای
پارچه می آورم
![]()
چند چین افتاده است
روی صاف صورتش
اخم مثل یک گره
در کلاف صورتش
![]()
با نگاهم خوب شد
مادرم از دست درد
خنده مثل یک اتو
صورتش را صاف کرد
![]()
درخت
درخت اجازه داده
روصندلی بشینیم
رومیزای چوبی مون
میوه هاشو بچینیم
![]()
درخت اجازه داده
به پرتقال فروشا
خوبه به یادش باشن
گاهی زغال فروشا
![]()
اگه اذیت کنیم
درختارو می میرن
از سر زندگیمون
سایه شونو می گیرن
![]()
![]()
![]()
یک عالمه گل برای غلامرضا بکتاش ![]()
![]()
![]()
با دو چشمم می چشم
می چشیدم من فقط
مزه ها را با زبان
می زدم با سیب سرخ
حرف از راه دهان
فکر کردم جز زبان
هست راه دیگری
سیب را باید چشید
با نگاه بهتری
![]()
سیب را غیر از زبان
با دوچشمم می چشم
مزه اش را با مداد
روی کاغذ می کشم
![]()
از آخر زمستان
نشانه با خود آورد
به خانه درختان
![]()
برای دست شاخه
نگین صورتی ساخت
به گردن درختان
گل و شکوفه انداخت
![]()
درخت مثل دختر
بهار خواستگار است
جواهر شکوفه
نشانه بهار است
![]()
دلم می سوزه برای ماهیا
خدا به آسمون پرنده میده
به غنچه ها جرات خنده میده
گنجشکا جوجه ها را ناز می کنن
غنچه ها دکمه ها را باز میکنن
همیشه شادی وعروسی عیده
همیشه وقت دیده بوسی عیده
سپاس خدا جون منو آفریدی
دادی به مافصل بهارو عیدی
با وجود تمام دل خواهیا
دلم میسوزه برای ماهیا
![]()
از وبلاک غلامرضا بکتاش
![]()
ایمان خاک گلدان
یک شاخه شمعدانی
بابای من قلم کرد
آن شاخه توی گلدان
آهسته قد علم کرد
تا اینکه صبح امروز
گلدان ما ترک خورد
گلبرگ شمعدانی
فصل بهار پژمرد
وقتی که شمعدانی
امروز صبح جان داد
خاک سیاه گلدان
قلب مرا تکان داد
سوراخ کرده آن را
یک بچه کرم شیطان
زیرا ضعیف بوده
ایمان خاک گلدان
![]()
از وبلاک غلامرضا بکتاش
![]()
از کتاب عاشقانه های پیشی
پرنده رو گرفته
گربه میون مشتش
اونو فشارش میده
با چنگال درشتش
![]()
جوجه میگه اگر چه
تو چنگ تو اسیرم
بیا منو ببخش تا
ناخناتو بگیرم
![]()
از وبلاک غلامرضا بکتاش
![]()
کلاغ میله میله
به من دوباره گفتند
چرا پرت سیاه است؟
چرا نوکت بزرگ است؟
چرا سرت سیاه است؟
*
برایشان نوشتم
کلاغ باسواد است
پرش پر از مرکب
نوکش پر از مداد است
*
کلاغ مثل طوطی است
که واکس خورده باشد
بدون واکس راحت
نمی شود خیالش
*
تو حاضری ببینی
قفس کلاغ دارد؟
کلاغ میله میله
کسی سراغ دارد؟
*
مثل یک درخت
ای حسین
مثل یک درخت
در کویر ظهر کربلا
ایستاده ای
سبز مانده ای
شکوفه داده ای
*
ای حسین
رودخانه ها به خاطرت شهید می شوند
کربلائیان
با تو روسپید می شوند
![]()

![]()