یک چیستان سخت

عجایب خلقتی دیدم که آن را خر خورد

پادشاه از دولت او باج ده کشور خورد

می خورد آب سیاه و می رود راه سفید

چون که از رفتن بماند ضربتی دیگر خورد

جواب: قلم

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 19:3 |
می آید چون امیری

می نشیند چون وزیری

می پیچند به حصیری

می برند به اسیری

**

جواب : برف

**

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در چهارشنبه سوم اسفند 1390 و ساعت 17:15 |

آن چیست؟

دستمال آبی ، پر از گلابی

یک عالمه گل تقدیم مهری خانم طهماسبی  اون دستمال آبی که پر از گلابیه ، آسمونه

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در شنبه بیست و سوم مهر 1390 و ساعت 19:12 |

تاپماجا 

او نه دی ؟ بیر خیرداجا بویو وار ، دارایی دان دونو وار

 

جواب : ایده

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در شنبه بیست و سوم مهر 1390 و ساعت 19:8 |

تاپماجا

او ندی :

بوستان دا وار بیر آرواد ، پالتار گئییب قات به قات

 

جواب تاپماجا : کلم ( طفلکی توی بوستان خیلی سردش میشه همه اش لباس می پوشه دیگه.) اما دلمه اش خیلی خوشمزه می شه. مامان بزرگم با سرکه و شیره می پزه. وای چقدر خوشمزه است.

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در یکشنبه هفدهم مهر 1390 و ساعت 14:47 |

چیستان

عجایب جنگل بی پایه دیدم

عجایب چادر بی سایه دیدم

بدیدم صنعت پروردگارم

دو تا سوداگر بی مایه دیدم

جوابشو کی می دونه؟

جواب: آسمان - خورشید - ماه

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در یکشنبه هفدهم مهر 1390 و ساعت 14:28 |
عجایب خلقتی دیدم در این دشت

که هر قدر سرش را می بریدم زنده می گشت

جواب : علف

 

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در دوشنبه هشتم آذر 1389 و ساعت 20:29 |

 چیستان

روی زمین نیستم، یک جا نمی ایستم ، اگر گریستم بهار می شود . من چیستم؟

من ابرم و من ابرم

+ نوشته شده توسط به یاد بابا در یکشنبه دوم آبان 1389 و ساعت 11:11 |